آمبلیوپی یا تنبلی چشم پدیده ای است که با تولد نوزاد با او همراه نیست و عواملی موجب پیدایش آن میشود و اگر این عوامل را مادران و پدران بشناسند و در پی ردگیری آنها باشند که برای نوزادشان پیش نیاید یا اگر هرکدام از آن عوامل حضور داشتند چگونه به مقابله با آن برآیند تا تنبلی چشم که پدیده ای فرساینده و کاهنده دید چشم است تکامل نیابد و کودک از این مشکل قابل پیشگیری نجات یابد، ارزش دانستن این مطالب چند چندان میشود.
مواردی که میتوانند سبب تنبلی چشم گردند:
1-اختلاف قدرت انکساری دو چشم. نور تابیده به چشم در سیستم انکساری چشم که شامل محیطهای شفاف چشم که قرنیه و عدسی مهمترین بخشهای آن است شکسته شده و با همگرائی بداخل چشم هدایت میشود که در حالت طبیعی بر روی شبکیه متمرکز و تصویر واضحی از اجسام ایجاد میکند. اگر نوع و مقدار شکست نور بگونه ای باشد که تصویر بر روی شبکیه نباشد نزدیک بینی یا دور بینی و یا جدائی بخشهائی از تصویر که ناشی از حضور آستیگماتیسم است پیش آید و این پدیده در دو چشم متفاوت باشد در این صورت وقتی یک چشم تصویر بهتری را میگیرد چشم دیگر هنوز تصویر واضحی ندارد و به این جهت چشمی که تصویر بدتر را میگیرد بتدریج کنار گذاشته شده و تنبلی حاصل میگردد.
2-انحراف چشمها نیز سبب تشکیل دو تصویر غیر قابل انطباق با یکدیگر شده و مرکز درک بینائی یکی از تصویرها را که نامطلوب است کنار گذاشته و چشم تهیه کننده آن تصویر به مرور زمان تنبل میشود.
3-وجود هر نوع مانع فیزیکی در سر راه بدست آوردن تصویر خوب در روی شبکیه شود، مانند افتادگی شدید پلک که جلوی مردمک چشم را بگیرد، یا کدورت بر روی قرنیه یا در اتاق قدامی (فاصله بین قرنیه و عدسی ) یا در عدسی و یا در داخل فضای بزرگ چشم که توسط زجاجیه ( ویتره ) پر شده است میتواند تنبلی در چشم مبتلا را سبب گردد.
4-تصویری که بر روی شبکیه تشکیل میشود باید بوسیله عصب بینائی به مغز و تا مرکز درک بینائی که در قسمت پشت سری قرار دارد برسد و در قشر خاکستری سالم پشت سری درک بینائی صورت گیرد. هر گونه بیماری و نابسامانی در این مسیر و در مرکز درک بینائی میتواند در گرفتن تصویر اختلال ایجاد کرده و تنبلی را سبب شود.